تبليغاتX
ღ♥ღSeilabe Ashkღ♥ღ

ღ♥ღSeilabe Ashkღ♥ღ

امید...

چهار شمع به آهستگي مي‌سوختند، در آن محيط آرام صداي صحبت آنها به گوش مي‌رسيد.

شمع اول گفت: من صلح و آرامش هستم، هيچ كسي نمي‌تواند شعله مرا روشن نگه دارد من باور دارم كه به زودي مي‌ميرم ....... سپس شعله صلح و آرامش ضعيف شد تا به كلي خاموش شد

شمع دوم گفت: من ايمان و اعتقاد هستم، ولي براي بيشتر آدمها ديگر چيز ضروري در زندگي نيستم پس دليلي وجود ندارد كه ديگر روشن بمانم ......... سپس با وزش نسيم ملايمي ايمان نيز خاموش گشت.

شمع سوم با ناراحتي گفت: من عشق هستم ولي توانايي آن را ندارم كه ديگر روشن بمانم، انسانها من را در حاشيه زندگي خود قرار داده‌اند و اهميت مرا درك نمي‌كنند، آنها حتي فراموش كرده‌اند كه به نزديكترين كسان خود عشق بورزند .............. طولي نكشيد كه عشق نيز خاموش شد.

ناگهان كودكي وارد اتاق شد و سه شمع خاموش را ديد، گفت: چرا شما خاموش شده‌ايد، همه انتظار دارند كه شما تا آخرين لحظه روشن بمانيد ......... سپس شروع به گريستن كرد ........... پــــــــس...

شمع چهارم گفت: نگران نباش تا زمانيكه من وجود دارم ما مي‌توانيم بقيه شمع‌ها را دوباره روشن كنيم، مـن امـــيد هستم.

با چشماني كه از اشك و شوق مي‌درخشيد ..... كودك شمع اميد را برداشت و بقيه شمع‌ها را روشن كرد.

نور اميد هرگز نبايد از زندگي شما محو شود

هرگز...

+ نوشته شده در  19 Jun 2010ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط امین  | 

گلایه...

دل من گلایه داره موندنت فایده نداره...

نمی بخشمت ، محاله خواستنم یه حدی داره...

من که عاشقونه سوختم پیش تو اشکامو ریختم...

ولی باورم نمیشه که تو رو چه ساده باختم...

به تو نفرین به خودم به تمومه خاطرهام...

به تمومه عشق تو، رفتی و بی خبرم...

تو برو خدا به همرات زندگیم با تو بهاره...

ولی افسوس که دل من از تو هیچ سهمی نداره...

تسلیت قلب صبورم دیگه اون دوست نداره...

سهم اون یه عشقه تازه سهم تو طناب داره...

دستات و رو به خدا کن بخون،بازم دعاش کن...

چوبه ی دار و ببوس و یه بار دیگه صداش کن...

چشم من هنوز به راحت گرچه انتها نداره...

انتظار دیدن تو منو تنها نمیزاره...

میدونم شدم غریبه نگو که گذشته دیره...

نمی خوام که جاتو هیچ کس توی قلب من بگیره...

به تو نفرین به خودم به تمومه خاطرهام...

به تمومه عشق تو، رفتی و بی خبرم...

تو برو خدا به همرات زندگیم با تو بهاره...

ولی افسوس که دل من از تو هیچ سهمی نداره....

+ نوشته شده در  28 Jun 2009ساعت 10:59 قبل از ظهر  توسط امین  |