تبليغاتX
ღ♥ღSeilabe Ashkღ♥ღ

روم نمی شد من بهت بگم دوستت دارم تا وقتی

فکر سفرزد به سرت باره سفررا بستی

روم نمی شد بهت بگم یه عمره که خاطرخواتم

تا تر کنی لبهاتو من یه دریا گوش به حرفاتم

روم نمی شد تا وقتی باره سفروبستی

روم نمی شد بهت بگم دوستت دارم یه عالمه

چشمای تو روشنیه شبا ی بی ستارمه

روم نمی شد بهت بگم به خاطرتو حاضرم

هرچی بخوای تموم بشم هرجا ازم بخوای برم

رفتی من برای تو بعد تو گریه می کنم

با گریه هام می خوام بگم من بی تو سرنمی کنم

می خوام بگم با رفتنت تو قلبه من پرازغمه

تو دنیا هیچکی مثل من دوستت نداره این همه




لينك ثابت نوشته شده در 13 Oct 2007ساعت 11 PM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

ببين اي بت دل سنگ
ببين از من چي مونده
ببين اي باد تند رنگي
به عشق ما نمونده
نميشه باور من
تو لحظه جدايي
فقط ميمونه از تو
خواطرات آشنايي
ندارم پرپرواز
نه شوق پر كشيدن
ز يك نفس تو سينه
واسه به تو رسيدن
كاش مي شد يه بار ديگه
دستاي تورو بگيرم
كاش مي شد كه عاشقونه
در كنار تو بميرم
ميدونستي دوتا دستات
واسه زخمام مرحمه
لحظه نبودن تو
لحظه مرگ منه
اما رفتي بي بهونه
كي اومد صداتو برد
چشماي كدوم غريبه
دل بي بهاء تو برد




لينك ثابت نوشته شده در 13 Oct 2007ساعت 11 PM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

زندگی همیشه آسان نیست، هیچ کس وعده آسانی نداده است ،اما گاه می تواند شگفت انگیز باشد و این بر ماست که از آن ، لحظه های پر شگفت بسازیم./کولین مک کارتی

 

پیران به همه چیز اعتقاد دارند. افراد مسن به همه چیز شک دارند. جوانان همه چیز را میداند. (اسکار وایلد)

 

وقتی کسی اذیتت میکند, 42 ماهیچه برای اخم کردن استفاده میشوند ولی فقط 4 ماهیچه برای اینکه دستت را دراز کنی و پشت سر او بکوبی.

 

وقتی دنبال ایده های خلاقه میگردی, راه برو. فرشتگان, وقتی که انسان راه میرود زیر گوشش زمزمه میکنند. (Raymond Inmon)

 

روزی بزرگ شده ای, که اولین لبخند واقعی را به خودت بزنی. (Ethel Barrymore)

 

هیچ چیز بدتر از داشتن ذهن آرامی که در آن آسودگی وجود ندارد نیست. (سنکا)

 



تجربه شانه ایست که طبیعت وقتی ما کچل میشویم, به ما میدهد.

 

عسل شیرین است, اما زنبور نیش میزند. (ضرب المثلی انگلیسی)

 

ذهن ظرفی نیست که قرار باشد آنرا پر کنی, بلکه آتشی است که باید روشن شود. (پلوتارخ)

 

حتی ماه هم تاوقتی که طلوع نکند, نمی درخشد.

 

مهربانی, نجیب ترین سلاح برای پیروزی است. (ضرب المثلی آمریکائی)

 

  مادرم به من می گفت که اگر به ارتش بروی, ژنرال میشوی و اگر به کلیسا بروی, پاپ میشوی... و من در عوض به نقاشی روی آوردم و پیکاسو شدم. (پابلو پیکاسو)

 

بهتر است که اعتماد به نفس داشته باشی و اشتباهات بیشتری بکنی, تا اینکه همه کارها را با احتیاط انجام دهی. (ونساس ون گوگ)

 

اجازه بده زیبائی ای که دوستش داریم, کاری باشد که انجام می دهیم. (مولوی)

 

اگر تو یک چیز را خیلی خوب طراحی کنی, تا 30 سال بیکار می شوی. (ریموند لوئی)

 

مرگ ما را نگران نمیکند, زیرا تا زمانی که ما زنده ایم, مرگ وجود ندارد و وقتی که می آید ما دیگر زنده نیستیم. (Epicurus)

 




لينك ثابت نوشته شده در 13 Oct 2007ساعت 11 PM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

  چه دلتنگ و چه دلگیری تو ای عشق نه می مانی نه میمیری تو ای عشق  
  صفای صحبتت هر روز تازست اگر چه خسته و پیری تو ای عشق  

 

عمر سوزان توام این گونه خاموشم مکن

از کنارت رفته ام اما فراموشم نکن  

 

کاش میگفتی چیست؟    آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست

 

 

دوست ندارم ولی همیشه در فکرو خیالت هستم

 
  دوست ندارم ولی به خاطر تو بیشتر اوقات اشک میریزم  
  نه من دوستت دارم     اما در آتش دوستی دلت میسوزم و رنج میبرم  
  و به زبان حال میگویم دوستت ندارم در حالی که تمام آزادی وجودم به حرفم میخندد و مسخره ام میکند  

 

دوستان به خدا بی وفایی نکنید

با دل شکسته جدایی نکنید  
  یا وفا کنید تا آخر عمر یا از اول آشنایی نکنید  

 

زندگی سه چیز است

 
  اشکی که می خشکد لبخندی که محو می شود و یادی که در عالم فراموشی می ماند  

 

زندگی شهد گلی ست که زنبور زمان می مکدش آنچه میماند عسل خاطره هاست

 

  چه خوش آن روز که در صفحه شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم  

  عاشق همیشه تنهاست         من از مجاورت یک درخت می آیم  
  که روی پوست آن دستهای ساده غربت اثر گذاشته بود  
  به یادگار نوشتم خطی از دلتنگی  

  دل شبگرد و دریایی نداری تو حتی چشم رویایی نداری  
  برو هم درد غربت شو که دیگر غریبه در دلم جایی نداری  

  خداوندا مرا بی یار مگذار شبم بی مه کن اما تار مگذار  
  بگیر از من فروغ دیده ام را ولی در حسرت دیدار مگذار  

 

گر او بد ما به خلق گويد

ما سينه از او نمي شكافيم  
  ما خوبي او به خلق گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم  

 

زندگي حسرت گذشته هاست

زندگي گل سرخي است به نام عشق  
  زندگي آئينه شكسته اي ست يه نام قلب زندگي طوفان سهمگيني ست به نام  

 

کهکشان اسم رمزمون بود   اما همیشه اونو فراموش میکردی

 
  وقتی کهکشان به این عظیمت تو خاطرت نمیمونه  
  چطور انتظار داری باور کنم منو از یاد نمی بری  

  ای کاش نوشته دلها خواندنی بود  
  کاش دل آدما شیشه ای بود و حرفهای دلشون رو می شد دید  

 

شبی از پشت تنهایی و نمناک بارون تو را با لحجه گلهای نیلوفر صدا کردم

 
  تمام شب رو برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم  
  پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس  
  تو را از بین گلهایی که در تنهائیم رویید با حسرت جدا کردم  
  و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و  
    سر گردان چشمانی است رویای و من تنها برای دیدن زیبای آن چشم  
  تو را در دشتی از تنهایی حسرت رها کردم  
  همین بود آخرین حرفاتو من بعد از عبور تلخ و غمگین حریم چشمهایم  
  را بر روی اشکی از جنس غروب ساکت ونارنجی واکردم نمیدانم چرا رفتی ؟  
  نمیدانم چرا شاید خطا کردم ولی رفتیو بعد از رفتنت  
  رسم نوازش در نمای خاکستری گم شد و   
  گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت  
 

تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شده بعد از رفتن تو

 
  آسمان چشمهایم خیس بارون بود و بعد از رفتنت  
  انگار کسی حس کرد  من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت  
  کسی حس کردو من بی تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد و  
  بعد از رفتنت دریچه بغضی کرد  
  کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و  
  ما با آن که میدانم تو هرگز یاد من را با امور خود نخواهی برد  
  هنوز آشفته چشمان توام  
  برگرد ببین که سرنوشت در انتظار من چه خواهد شد و  
  بعد از این همه طوفان و وهمو پرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره  
  آرام و زیبا گفت تو هم در پاسخ این بیوفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب  
  خطا کردم و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید  
  کنار انتظاری که بودن پاسخ سرد است و من در اوج پاییزی ترین  
  ویرانه یک دل میانه غصه از جنس بغز کوچک یک ابر نمیدانم چرا ؟  
  شاید به رسم عادت پروانگی نمان  
  باز برای شادی خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم  

 

اگه از عشق میشه قصه نوشت میشه از عشق تو گفت

 
  میشه از ستاره های چشم تو    مغرب نو    مشرق نو      برپا کرد  
  میشه از برق نگاهت خورشید و خاکستر کرد  
  میشه از گندمای سر زلفت یه عالمه شعر نوشت  
  آره ! از عشق تو دیوونگی هم عالمی داره  
  میشه از عشق تو مرد و از دست همه راحت شد  
  آره ! از عشق تو دیوونگی هم عالمی داره  
  اگه از عشق میشه قصه نوشت میشه از عشق تو گفت ...  

  یک شب بارونی بسه برای از نو تر شده  
  یک گل شمعدونی بسه برای عاشق تر شدن  

 




لينك ثابت نوشته شده در 13 Oct 2007ساعت 11 PM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

چگونه بسویت بیایم ؟

ای ستاره آسمان شبهای تیره و تار من با این فاصله ای که بین من و تو می باشد چگونه بوسیدن آن چهره درخشانت میسر است ؟

ای مهتاب آسمان شبهای دلتنگی من با این فاصله ای نکه بین من و تو می باشد چگونه پاک کردن آن اشکهای روی گونت میسر است؟ ای  آسمان آبی من بین من و تو فاصله ای است پس چگونه دستم را بر روی گونه نازنینت بکشم و تو را نوازش کنم ؟

آری من ستاره می شوم و به آسمان زندگی می آیم تا بر چهره ات بوسه زنم . آری ای مهتاب من پرنده شبانه می شوم تا به آسمان بیایم و آن اشکهای پر از مهرت را از روی گونه های درخشانت پاک کنم . و ای آسمان آبی ام خورشید می شوم تا در دل آبی و پر از عشقت برای همیشه بنشینم و شب را با آن وسعت آبی ات آشتی می دهم تا همیشه آبی بمانی .

دلم به درد آمده از این فاصله و دلم به درد آمده از این انتظار و دوری بین ما

ای ستاره درخشانم شبها با دیدن تو آرام می شوم و ای آسمان روزها که دل آبیت را میبینم عاشق تر از همیشه می شوم چگونه میتوانم دستانت را در دست بگیرم وقتی بین ما این همه فاصله است ؟

انتظار میکشم تا شاید خداوند بالهایی را به من هدیه دهد که با این بالهای پر غرورم به سوی تو پرواز کنم و دستان گرمت را در دست بگیرم .

کاش تو ای آسمان من دل آبیت ابری شود و از گونه هایت اشک بریزد تا شاید قطره ای از اشکهایت بر گونه های من بریزد تا احساس آرامش و عاشقی کنم . کاش تو ای ستاره من ، فرشته ای بیاید و تو را در سبد بگذارد و آن سبد پر از عشق و محبت را به من هدیه دهد و کاش ای خورشید من ، کاش غروب عاشقی زودتر فرارسد تا زمانی که در پشت کوهها می روی و به زمین نزدیک می شوی احساس نزدیکی با تو داشته باشم .

ای خورشید من غروب ها را خیلی دوست دارم چون تو بیشتر از همه لحظه ها به من نزدیکتری و می توانم چهره ات را از نزدیک ببینم ، سپیده آسمان را نیز دوست دارم چون سحرگاه از پشت کوهها بیرون می آیی و سلامی عاشقانه به من می کنی و ای خورشید من از ظهر های تابستان نفرت دارم چون در آن زمان در بلند ترین نقطه آسمان می درخشی انتظار آن را می کشم که شاید پرنده یاستاره یا خورشید شوم ، ویا شاید هدیه ای به من برسد که تو را بیشتر از همیشه در کنار خود احساس کنم و ببینم .

شاید در خواب ستاره یا خورشید یا پرنده شوم ،اینک که اینها همه یک رویا و یک احساس عاشقی است پس ای آسمان آبی ام ، من خودم را به آتش می کشم تا باد عاشقی آن دود غلیظ مرا که از سوختنم به سویت بلند می شود به سوی تو بیاورد تا بتوانم تو را احساس کنم و برای مدتی آن دود که از تن سوخته ام بلند شده است در دلت بنشیند  و بعد از این دنیا وداع بگویم .

آری من برای رسیدن به تو جان خواهم داد




لينك ثابت نوشته شده در 13 Oct 2007ساعت 11 PM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

چندتا از بچه ها رمز موفقیت منو می خواستن منم که حسود نیستم . . . اینم رمز موفقیت من . . . 857406743857484545843867139056384 (فقط به کسی نگین)

مگسه دور سر لُره وز وز مي کرده ، لُره مي گه : برو جون مادرت ...الان برامون يه جوک درست مي کنن

میگن خدا به اندازه دل هر کس بهش نعمت میده .. . . . . پس دل تو باید خیلی بزرگ باشه که خدا من رو بهت

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان . قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبه ي دار ا ز من خواستند تا اخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم : به تو بگويند ... دوستت دارم

عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هرچه بيني عکس يار عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

ميتوني نگاهم نكني- اما نميتوني جلوي چشماي منو بگيري- ميتوني بگي دوست ندارم- اما نميتوني بگي دوسم نداشته باش ميتوني از پيشم بري- اما نميتوني بگي دنبالم نيا-پس من نگاهت ميكنم- دوست دارم- وتا ابد دنبالت ميام

زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست ..... هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ... اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني

پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست ..... هر وقت با تيکه هاي شکسته ي دل يک نفر يک پازل دل جديد براش ساختي هنر کردي

بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید

به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد.... عجب از محبت من که در او اثر ندارد.... غلط است هر که گوید:دل به دل راه دارد.... دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد !!!

خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت : یادت می آید تو رابا دو بال و دو پا آفریده بودم؟؟؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود. اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم،بال هایت را کجا گذاشته ای؟؟؟؟ انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد. آنوقت رو به خدا کرد و گریست..........

قلبم پر از غصه ودرد ... چشمهایم پر از اشک و غم ... تنهاتر از من کسی نیست ...با غصه های من کسی آشنا نیست... گلهای باغچه غمگین شدند ... هق هق گریه هامو شنیدند ... ماه آسمون هم پریشون شده ... شعرهای منو دیده کنار پنجره ... بغض کرده پشت ابرها قایم شده ... اون که دوستم داشت ... فراموشم کرده ... کهنه شدم براش ... دیگه دوستم نداره ... کاش عشق همیشه عشق بمونه ... کهنه نشه از بین نره ... مرگ بهتر برای فراموش شده ... مرگ پایان تنهایی ...

تو بارونی برای کویر تشنه ی تنم... زیبا و مهربونی مثل رویا ... مثل گلها تازه و پاکی مثل آبی آسمون زلال و صافی ... تو معنای هر واژه ای در دفتر من... از عشق تو جون گرفته این شعر های من ... تو مثل سر پناهی برای من پیاده ... پس سر پناهم باش ای تنها پناه من ...با من بمون همیشه ... من اون دختر تنهام که کسی رو جز تو نداره ...

زندگی زندگی رسم خوشایندیست زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرسشی دارد اندازه عشق زندگی چیزی نیست که لبه طاقچه عادت از یاد من و تو برود زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست زندگی سوت قطاریست که در خواب پلی می پیچد

فصل زمستان را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون گواه دل است دل را دوست دارم چون تورا به من نشان داد تو را دوست دارم بدون آنکه بدونم چرا؟

چه تلخ است روز جدايي روزيكه آخرين نگاه سردو بي مهرت را به چشمهاي اشك آلودم دوختي و گفتي: خداحافظ....!؟ از وقتيكه رفتي من هم سرگردان باغ آرزوهايم شدم. به تو و آخرين نگاهت مي انديشم و آرزو دارم تو بيايي.

در تمام لحظات تنهاييم كه گويي تمامي نخواهند يافتتنها به تو مي انديشم. به تو كه احساس مرا نا ديده نخواهي گرفت و مرا قبل ازاينكه در مرداب اندوه غرق شوم نجات خواهي داد

بر ماسه ها نوشتم : « درياي هستي من ، از عشق توست سرشار اين را به ياد بسپار » بر ماسه ها نوشتي : « اي همزبان ديرين ، اين آرزوي پاکي ست اما به باد بسپار!

زمان به من اموخت : که دست دادن معني رفاقت نيست ، بوسيدن قول ماندن نيست ، و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست.

ميدانيد که روزي رفتني هستيد؟؟؟نه زندگي آنفدر شيرين است ونه مرگ آنقدر ترسناککه انسان به خاطر هر کدوم از آن دو شرافتش را از دست بدهد

غرق نگاهت شدم که هیچ غریق نجاتی کار از پیش نبرد .۱۰۰ بار قسم خوردم که نامت را به زبان نیارم ولی افسوس که قسم هم نام تو بود . عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد .

دليل بودنم تو هستي و در تك تك نفسها يم تو را به رمز زندگاني در سكوت مي جويم كاش ازوراي نگاه آسماني ات مي شدتمام حرفهاي تورافهميدياازميان اينهمه ابرفاصله گذركردياتوبر زمين به من مي رسيدي يامن به آسمان نظر مي كردم اي مهربان به هركجايي كه باشي درانديشه توخواهم بود حتي در سكوتي كه مرادرخودخواهدراند

دليل بودنم تو هستي و در تك تك نفسها يم تو را به رمز زندگاني در سكوت مي جويم كاش ازوراي نگاه آسماني ات مي شدتمام حرفهاي تورافهميدياازميان اينهمه ابرفاصله گذركردياتوبر زمين به من مي رسيدي يامن به آسمان نظر مي كردم اي مهربان به هركجايي كه باشي درانديشه توخواهم بود حتي در سكوتي كه مرادرخودخواهدراند




لينك ثابت نوشته شده در 13 Oct 2007ساعت 11 PM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..





لينك ثابت نوشته شده در 13 Oct 2007ساعت 3 PM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

به هلاکت رسيدن آن زن مفسده ي تبهکار "بانو چوي" را به روح والاي "بانو هن" و مقام معظم عاليجناب و شما ملت شهيد پرور و پيروان راستين راه "يانگوم" تبريک عرض مي کنيم. معاونت امور تبليغات اسلامي قص.

ايرانسل جايزه مي دهد.لطفآ به سوال زير با دقت جواب دهيد الياس از طريق کدام طرح ايرانسل با دکتر پژوهان ارتباط برقرار مي کنه؟

من از تو دل نمیبرم اگرچه از تو دلخورم اگرچه گفته ای تورا به خاطرات بسپرم هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته ام منی که در جوانیم به خاطرت شکسته ام تو در سراب آینه شبانه خنده میکنی من شکست داده را خودت برنده میکنی نیامدی و سالها غزل یه جاده دوختم بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم .

: فتوحی اعلام کرد: به کوریه چشم بینندگان خانم دکتر بردیا رو هم می گیرم.

ديگر معجزه نمي شود،امشب فهميدم معجزه زماني مي آيد كه اميد مُرده است.چرا كه معجزه ي همه ي ماه ها فراتر از معجزه اي ست كه من انتظارش را مي كشم، در اين نيكه شب پاييزي،بيخود مزاحم حافظ هم شدم،مي دانستم او هم حرفش همين بود:حال خونين دلان كه گويد باز،شايد تنها او فهميد كه پروانه....

خدایا! در این شب عید ما را از شر الیاس، پدرانمان را از شر هستی، و بیمارانمان را از شر دکتر پژوهان در امان بدار! آمین

پلکهايم توان دزديدن نگاهت را ندارد چشمهايم شرمسار از حضورت خيره به پاهايم که در لرزش ديدارت منتظر سقوط هستند و من ترکيبي از اين اجزا دل به سلامت دادم !

عشق تنها ميکروبي است که از راه چشم سرايت مي کند.

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا شيطان هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد

هرچي مهربونتر باشي بيشتر بهت ظلم ميکنن > هر چي صادق تر باشي بيشتر بهت دروغ ميگن > هر چي دلسوزتر باشي بيشتر سرت کلاه ميذارن > هر چي قلبتو آسونتر در اختيار بذاري راحت تر لهش ميکنن > هر چي آرومتر باشي فکر ميکنن آدم ضعيفي هستي > هر چي بيشتر به فکر ديگران باشي بيشتر حقتو ميخورن .

 




لينك ثابت نوشته شده در 13 Oct 2007ساعت 3 PM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

عشق را به کسی بدید که لیاقت ان را دارد

 




لينك ثابت نوشته شده در 11 Oct 2007ساعت 4 PM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..






لينك ثابت نوشته شده در 11 Oct 2007ساعت 3 PM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

هوات و کردم دوباره

بازم دلم تنگه برات

آگر چه دوری از دلم

هنوزم می میرم برات

امید من سنگ صبور باشه برو پیشم نیا

بذار که تنها بسوزم تو غربت دل تنگیام

نه اینکه عاشق نباشم نه اینکه دوست ندارم

می خوام تو اوج بی کسی سر روی شونت بذارم

زخم زبون و صبر من,باور بکن حدی داره

یه قلب خالی از امید آخه سوزوندن نداره

منی که حتی گریه هام واسه تو تکراری شده

تو حرف مردم و نزن بگو که جات خالی شده

نگاه سردت هنوزم با خنده هات زجرم می ده

خدا خودت منو به این دربه دری عادت بده

باور نداری هنوزم عشق تو داغونم کنه

بخند به گریه های من شاید که آرومم کنه

بهش بگید دق می کنم دستش تو دستام نباشه

تمومه خاطراتمون نمک به زخمام می پاشه

بهش بگید خاطره هاش آتیش به جونم می زنه

آسمونم زمین بیاد بگید فقط ماله منه

تو لحظه های بی کسی سهم من از تو دوری

اگه صدام در نمی یاد دلتنگی و صبوری

هر روز غروب دلتنگتم دوباره تنها می شینم

هر وقت که بارون می باره تو رو کنارم می بینم

هر روز و هر شب از خدا , از اون فقط تو رو می خوام

نگو واست غریبه ام نگو سراغت نمیام

بگو تو هم دوستم داری بگو که دلتنگم می شی

من فقط از خدا می خوام دوباره مهربون بشی




لينك ثابت نوشته شده در 11 Oct 2007ساعت 0 AM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

خون که قرمزه رنگ عشقه .....اشک که بی رنگه درد عشقه

هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیباى تورا / هرگز نمى گیرد کسى در قلب من جاى تورا

این همه خونی که دنیا در دل ما می کند جای ما هر کس که باشد ترک دنیا می کند هر زمان گویم که فردا ترک دنیا می کنم تا که فردا می رسد امروز و فردا می کنم

در سادگی چیزیست که در هیچ چیز دیگر نیست. پس ساده باشیم هم چون کاغذ بی خط تا در آن کودکی معصومانهی خود را دوباره به تصویر بکشیم

ميخواهم زندگيم را با رنگ سياه بنويسم با خط دل بنگارم و با کلام عشق آغاز کنم که شايد اينبار در اين جاده ي تاريک سياه بتوانم تنها با نور عشق زندگي کنم

ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست

بدان که اگر کسي را براي يک‌بار، يک‌روز، دوست دارم، تورا براي هميشه دوست دارم. من عشق را در تو، تو را در دل دل را به هنگام تپيدن به خاطر تو دوست دارم

به شانه ام مي زني که تنهاييم را تکانده باشي به چه دل خوش کرده اي؟ تکاندن برف از شانه ي آدم برفي؟

اگه يه لکه ابي روي ديوار ديدي بدون يه مورچه است که شلوار لي پوشيده اگه يه لکه قرمز روي ديوار ديدي بدون يه مورچه است که رژ زده اگه يه لکه سبز روي ديوار ديدي مطمين باش پليس 110مورچه هاست که اومده دو تايي شونو بگيره .

چو کس با زبان دلم آشنا نیست چه بهتر که از شکوه خاموش باشم چو یاری مرا نیست ، بهتر که از یاد یاران فراموش باشم

زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن

هر از گاهی توقف در ايستگاه بين راه ، فرصت خوبيست براي ديدن مسير طی شده و نگريستن به راهی که پيش روست . گاهی براي رسيدن بايد نرفت

لبخند همیشه راز خوشبختی نیست آواره شدن حکایت سختی نیست از اشک های پاک خود فهمیدم بر خاک بخواب نازنین تختی نیست




لينك ثابت نوشته شده در 10 Oct 2007ساعت 11 PM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

عاشق روی جوانی خوش نو خواسته ام

وز خدا صحبت او را به دعا خواسته ام

عاشق و رند نظر بازم و می گویم فاش

تا بدانی که به چندین هنر آراسته ام

شرمم از خرقه ی آلوده ی خود می آید

که بر او وصله به صد شعبده پیراسته ام

خوش بسوز از غمش ای شمع که اینک من نیز

هم بدین کار کمر بسته و برخاسته ام

با چنین حیرتم از دست بشد صرفه ی کار

در غم افزوده ام آنچ از دل و جان کاسته ام

همچو حافظ به خرابات روم جامه قبا

بو که در بر کشد آن دلبر نوخاسته ام
حافظ

از حسرت شمع رُخت افتاده بر طرف چمن

یک جا صبا، یک جا خزان، یک جا گل و یک جا سمن

برقع ز عارض برفکن تا عالمی شیدا شود

خلقی ز رو، فوجی ز مو، بعضی ز لب، من از دهن

چون در تکلم می شوی از حسرتت گم می کند

سوسن زبان قمری فغان بلبل نوا طوطی سخن

اندر خرامش های تو از طرف بستان می فتد

سرو از قد و آب از رَوش، رنگ از گل و حالت زمن

ببرید خیاط ازل دو جامه بر اندام ما

از بهر تو گلگون قبا از بهر من خونین کفن

.........

(شاطر عباس صبوحی)




لينك ثابت نوشته شده در 10 Oct 2007ساعت 11 PM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

 

از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است.

از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد.

از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت...

گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان.

از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است .

از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است .

از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد.

از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پایان ندارد




لينك ثابت نوشته شده در 9 Oct 2007ساعت 0 AM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

مرد: چرا دعوامون میشه ، تو عصبانی نمیشی؟ -- زن: خودمو كنترل میكنم -- مرد: چجوری؟ -- زن: توالتو میشورم! -- مرد: چه ربطی داره؟ -- زن: آخه با مسواك تو میشورمش !!!

دامن علقمه و باغ گل یاس یكیست ، قمر هاشمیان بین همه ناس یكیست . سیر كردم عدد ابجد و دیدم به حساب ، نام زیبای اباصالح و عباس یكیست


ای كه دور از منو در یاد منی ، باخبر باش كه دنیای منی . شادیت شادی من ، غصه ات غصه من . قلب من خانه تو ، خانه تو قبله من

تقدیم به زیباترین شقایق دنیا : دوستت دارم نه به خاطر اینكه دوستم بداری ، به خاطر اینكه لایق دوست داشتنی . . .

گرد و خاك تنهایی دلم را با جاذبه نگاهت زدودی و خانه قلبم را از غم ها شستی . حالا كه داری زحمت میكشی ، روی میز هم یه دستمال بكش !

میخوام یه اتوبوس بسازم . اتو دارم ولی بوس ندارم .میشه یه بوس بدی تا اتوبوسمو بسازم ؟

غرورتو واسه كسی كه دوست داری بشكن ، ولی دل كسی رو كه دوسش داری به خاطرت غرورت نشكن . . .

میخوام رو تخته سنگ بنویسم : دلم برات تنگ شده . بعد با اون بزنم تو سرت تا بفهمی دلتنگی چه دردی داره !

مرگ آن نیست كه در قبر سیاه دفن شوم ، مرگ آن است كه از خاطر تو محو شوم




لينك ثابت نوشته شده در 8 Oct 2007ساعت 6 PM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم ، همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم


دوستت ندارم به اندازه اقيانوس ، چون يه روز تموم مي شه . دوستت ندارم به اندازه خورشيد ، چون غروب مي كنه . دوستت دارم به اندازه روت كه هبچوقت كم نمي شه


دعای هنگام طلاق : پروردگارا ، آن دلبر شیرین كه سپردی به منش ، از بس كه نونور بود سپردم به ننش


این اس ام اس فقط برای سركار گذاشتن شما ارسال گردیده و هیچ ارزش دیگری ندارد !

میتونی چشاتو ببندی و منو تو ذهنت تصور كنی؟ تبریك میگم ، شما ماه را رویت كردید




لينك ثابت نوشته شده در 8 Oct 2007ساعت 5 PM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

يه نفس ياد خدا ، يه سبد خاطر آسوده و شاد ، يه بغل شبنم آرامش صبح ، يه هزار آينه از جنس دعا ، هم تقديم منو همه تقديم شما

من نمي تونم يه بغل گل برات بفرستم اما به جاي اون يه آينه بهت ميدم تا بتوني زيباترين گل دنيا رو توش ببيني

محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد . . .

تا حالا كفشاتو نگاه كردي؟ دو تا عاشق ، دو تاه همراه كه بي هم ميميرن و با هم خاكي ميشن ، بدون هم زير بارون نميرن . . . كاش آدما هم كمي از كفشاشون ياد بگيرن


تا كه بوديم ، نبوديم كسي . كشت ما را غم بي كسي . حال كه رفتيم همه يار شدند . خفته ايم در دل خاك و همه بيدار شدند

كاش مشد اشك را تهدید كرد ، مدت لبخند را تمدید كرد . كاش میشد در میان لحظه ها ، لحظه دیدار را نزدیك كرد




لينك ثابت نوشته شده در 8 Oct 2007ساعت 5 PM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

 وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن

تو اين دنيا هر کسي يه نيمه گمشده داره که فقط لايق همونه پس سعي نکن در ساختن پازل زندگيت تقلب کني

چرا هیشکی نظرنداده؟




لينك ثابت نوشته شده در 8 Oct 2007ساعت 5 PM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

*ضرب المثل چینی: «برنج سرد را می‌توان خورد، چای سرد را می‌توان نوشید، اما نگاه سرد را نمی‌توان تحمل کرد

*در سادگی چیزیست که در هیچ چیز دیگر نیست. پس ساده باشیم هم چون کاغذ بی خط تا در آن کودکی معصومانهی خود را دوباره به تصویر بکشیم

* فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه کودکانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يک کلمه مرا ترک کردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم !............ولي هنوز هم دوستت دارم

*يه مرد احمق به يه زن ميگه ساکت باش اما يک مرد دانا به يه زن ميگه نمي دوني وقتي لبهات بسته اند چقدر خوشکل ميشي




لينك ثابت نوشته شده در 8 Oct 2007ساعت 1 AM
توسط ..:: ღ♥ღامینღ♥ღ ::..

گل خشکیده

گل خشکی لای دفتر...اشکی گوشه ی چشامه

عکس تو گوشه ی طاقچه...این همه خاطرهامه

یه دله پر از گلایه...با یه شمع نیمه سوخته

دو تا چشم پر حسرت...دیده به گوشه ای دوخته

یه اتاقه سرد و تاریک...یه گل خشک و یه نامه

تو دلم آواره اندوه...اشک حسرت توی چشامه

ندونستی شاخه گلها تو رو یاد من میاره

دردتم با قاب عکست منو تنها نمی زاره

عکستو ازم گرفتی دیگه امیدی ندارم

یادمه می گفتی هرگز تو رو تنها نمی زارم

نشونی ازت ندارم اما دنبالت می گردم

بغض وجودم و گرفته باورم کن پر دردم